چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385
دیروز با روژین رفتیم نمایشگاه خوب بود من چیزی نخریدم هنوز پنجشنبه با مامانم میرم احتمالا بتونم چیزای خوبی بخرم آخه سلیقه هامون شبیه همه. از سه روز قبل داشتم کتاب "ساعت ها" که ماله مهشید بود میخوندم کتاب خیلی قشنگی بود با پایان غیر منتظره.
نمره های فیزیک اومد من اعتراض دارم . خیلیا اعتراض دارن . اما من فیزیکو حذف نمیکنم ماشاالله به این روحیه.......![]()
احساس میکنم اگه به خودم نرسم در اینده ی نزدیک دچار افسردگی میشم .نمیدونم چرا انقد ساکت و گوشه گیر شدم. دلم میخواد همش بشینم فکر کنم اینطوری انرژیم تخلیه میشه . تنهایی رو دوس دارم نمیدونم راهی که میرم درسته یا غلط........
نوشته شده توسط mashangest در ساعت 10:58 | لینک
|
