شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385
آلان خیلی خوابم میاد دیشب تا ساعت ۲ بیداز بودم درس میخوندم؟ نهههههههههههههههههههههههه داشتیم با الهام چرت میگفتیم در مورد پلاستیک در حلق میمون سوخته !!! یه داستانی هم راجع بهش قرار بنویسیم تقدیمش کنیم به عشق مشترکمون
چه رمانتیک!!!!!!
این چند روزه اتفاقایی افتاده که واقعا تاسف خوردم . چرا ما تا این حد خودمونو وابسته به یکی دیگه میکنیم؟ مگه هممون آدم نیستیم چرا یکیو برای خودمون بت میکنیم؟ چرا به خاطر یکی دیگه خودمونو میکشیم؟ چرا میذاریم یکی مثل خودمون انقد رومون تسلط داشته باشه؟ مگه همه یکسان نیستیم؟ دیگه وقتشه وقتشه یکم برای خودمون برای انسانیت ارزش قائل بشیم .وقتشه یکم آدم باشیم..........
نوشته شده توسط mashangest در ساعت 9:56 | لینک
|
