تبليغاتX
the most mashang - خیلی .......
ye chize mashang

دیشب خیلی افسرده بودم به خودم اجازه دادم یه ساعت گریه کنم اونم بعد....... اصلا یادم نمیاد آخرین بار که گریه کردم کی بود . دیشب عین بچه ها ساعت ۱ که همه خواب بودن رفتم زیر پتو زدم زیر گریه نمیدونم چرا ؟ اما احساس کردم وقتشه یه کم خودمو خالی کنم... نمیدونم چرا همیشه فک میکنم دیگه از من گذشته که گریه کنم دیگه بزرگ شدم اما مگه اصلا ربطی به کوچیک و بزرگی داره؟

امروز میرم خونه ی مامان بزرگم. دلم خیلی گرفته .دلم خیلی تنگ شده نمیدونم چرا اما انگار یه تیکه از خودمو یه جایی جا گذاشتم شاید برم یه کم اعضای خونوادمو ببینم مشکلم حل بشه

نمیدونم کجا این پازل کامل میشه.......................

نوشته شده توسط mashangest در ساعت 11:52 | لینک  |